شرایطلغتنامه دهخداشرایط. [ ش َ ی ِ ] (ع اِ) شرائط. ج ِ شریطة. شرطها و پیمانها و قرارها و قراردادها. (از ناظم الاطباء) : اگر شرایط درنخواهم [ خواجه احمد حسن ] و بجای نیارم خیانت ک
شرایطفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود رایط، اوضاع، احوال، عوامل، موقعیت، فاکتور ها محیط چارچوب، مفاد جوّ، جوّ حاکم، حالوهوا، فضا، محیط، آسمان، فلک، زمانه وضعیت، جای خاص، جای مشخص، نسبیت