شراب دارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. کسی که متصدی امور مربوط به آبدارخانه و شرابنوشی پادشاهان و بزرگان بوده است.۲. ساقی.
شرابدارلغتنامه دهخداشرابدار. [ ش َ ] (نف مرکب ) شرابی . (دهار). ساقی . پیاله دار. (ناظم الاطباء) : قیصر شرابدارت و چیپال چوبدارخاقان رکابدارت و فغفور پرده دار. منوچهری .ندیمان خاص
خوانسالارلغتنامه دهخداخوانسالار. [ خوا / خا ] (اِ مرکب ) سفره چی . بکاول . طباخ . بکاول ترکی است و در هندوستان او را چاشنی گیر خوانند. (برهان ) (ناظم الاطباء). عُجاهِن . (بحر الجواهر
ایداجیلغتنامه دهخداایداجی . (مغولی ، اِ) یکی از مناصب وابسته به سررشته داری قشون (در عهد ایلخانیان ). (فرهنگ فارسی معین ) : اختاجیان و قرچیان و ایداجیان و دیگر اصناف که بر شغلی من