شدایدلغتنامه دهخداشداید. [ ش َ ی ِ] (ع اِ) ج ِ شدة، برخلاف قیاس . (از اقرب الموارد). شدائد، سختیهای روزگار. و رجوع به شدائد و شدة شود.
شاید این کتاب (= معرفه) را داشته باشم .گویش اصفهانی تکیه ای: šâyad ne(n) ketâbe dârbun. طاری: šâyad in ketâb dârbun. طامه ای: šâyad ni ketâbe dârbon. طرقی: šâyad in kötâbe dârbo. کشه ای: šâyad in ketâb dârbo. نطن
شجاعلغتنامه دهخداشجاع . [ ش َ / ش ِ/ ش ُ ] (ع ص ) دلیر و پردل در شداید و مخاوف . ج ، شِجعان و شَجعان و شِجاع و شُجَعاء و شَجعة یا شِجعة یاشُجعَة و شَجَعَة. (منتهی الارب ). ولی د
اهزعلغتنامه دهخدااهزع . [ اَ زَ ] (ع ص ، اِ) پسین تیر که در کیش ماند، ردی باشد یا جید. یا آن بهترین تیرها باشد که جهت شداید و پیکار سخت نگاه دارند، یا ردی تر. (منتهی الارب ) (نا
دراهسلغتنامه دهخدادراهس . [ دَ هَِ ] (ع اِ) سختی ها. (منتهی الارب ). سختی ها و بلاها. (ناظم الاطباء). شداید. (اقرب الموارد). درهوس . و رجوع به درهوس شود.