شبکهدیکشنری فارسی به انگلیسیchannel, grid, lattice, mesh, network, nexus, plexus, reticulation, system, tissue, web
شبکهلغتنامه دهخداشبکه . [ ش َ ب َ ک َ / ک ِ ] (ع اِ) شبکة. این اصطلاح برای خطوط متعدد و کثیر و متقاطع تلفن و راه آهن و تلگراف و لوله های آب که در ناحیتی محدود یا وسیع نصب شده با
شبکةلغتنامه دهخداشبکة. [ ش َ ب َ ک َ ] (اِخ ) آبی است در خاور سمیراء ازآن ِ قبیله ٔ اسد. (از منتهی الارب ).
داده راهواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) کانال (در نرم افزارهای شبکه های اجتماعی)، معادل channel.
هشتگواژهنامه آزادhashtag، در فضای مجازی، به کلمه یا گروهی از کاراکترها گفته می شود که با علامت # نشانه گذاری یا برچسب گذاری شوند. هشتگ در شبکه های اجتماعی مجازی خلاصه سازی پیام
تحلیل شبکهnetwork analysisواژههای مصوب فرهنگستانشناخت هر نوع شبکه یا سامانهای از پیوندها و محوطهها و پیوندگاهها که هدف از آن پیکربندی شبکة اقتصادی یا جغرافیایی یا اجتماعی است
عصبلغتنامه دهخداعصب . [ ع َ ص َ ] (ع اِ) پی مفاصل .(منتهی الارب ). پی زرد. (السامی فی الاسامی ) (مهذب الاسماء) (دهار). پی . (نصاب الصبیان ). تارهای سپیدرنگی که مرتبط میکند دماغ