شبرلغتنامه دهخداشبر. [ ش ُ ب َ ] (معرب ، اِ) لاتینی آن سوبر . به معنی چوب پنبه است . (از دزی ج 1 ص 719).
شبرلغتنامه دهخداشبر. [ ش ُب ْ ب َ ] (اِخ ) سیدعبداﷲبن محمدرضابن احمدبن علی علوی حسینی موسوی از فقها و محدثان امامیه و صاحب آثار بسیار است . به سال 1242 هَ . ق . در 44 سالگی درگ
شبرلغتنامه دهخداشبر. [ ش َ ] (اِخ ) ابن شبر تابعی و از اصحاب عمربن خطاب بوده است . (از تاج العروس ).
شبربیلغتنامه دهخداشبربی . [ ش ُ رُ ] (ص نسبی ) منسوب است به شبرب و گروهی بدانجا منسوبند. (از معجم البلدان ).
شبرتلغتنامه دهخداشبرت . [ ش ُرُ ] (اِخ ) دژ محکمی است در ساحل دریای اندلس که فاصله ٔ آن تا طرطوشه دو روز است . (از معجم البلدان ).
شبرذاةلغتنامه دهخداشبرذاة. [ ش َ ب َ ] (ع ص ) ناقه ٔ تیزرو. مؤنث شبرذی . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد)(از محیط المحیط). ماده شتر تیزرو. (ناظم الاطباء).