شباهلغتنامه دهخداشباه . [ ش َ ] (ع اِ) دانه ای است مانند تخم اسپندان . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (آنندراج ). دانه ای است مانند حب رشاد. (اقرب الموارد).
شباهلغتنامه دهخداشباه . [ ش َب ْ با ] (ع ص ) برنج گر.(دهار) (مهذب الاسماء). ج ، شباهون . (مهذب الاسماء).
شباحةلغتنامه دهخداشباحة. [ ش َ ح َ ] (ع مص ) پهن بازو گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). دو ذراع کسی پهن بودن . (از اقرب الموارد).
شباحةلغتنامه دهخداشباحة. [ ش َ ح َ ] (ع مص ) پهن بازو گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). دو ذراع کسی پهن بودن . (از اقرب الموارد).
پهن بازولغتنامه دهخداپهن بازو. [ پ َ ] (ص مرکب ) دارای بازویی پهن و ضخم : رجل ٌ شبح الذراعین و مشبوح الذراعین ؛ مرد پهن بازو. (منتهی الارب ). شباحة؛ پهن بازو گردیدن .