شاپ و شوپلغتنامه دهخداشاپ و شوپ . [ پ ُ ] (اِ صوت ، از اتباع ) حکایت صوت آب آنگاه که چیزی چون ماهی در آن طپد : پندارد او بهایم پندارد این بهوپم غافل که در میانه سر گرم شاپ و شوپم ؟
شاپورلغتنامه دهخداشاپور. (اِخ ) ابن یزدجرد الاثیم . رجوع به شاپوربن یزد گرد و فارسنامه ٔ ابن البلخی چ لیسترنج و نیکلسون ص 25 شود.
شاپ و شوپلغتنامه دهخداشاپ و شوپ . [ پ ُ ] (اِ صوت ، از اتباع ) حکایت صوت آب آنگاه که چیزی چون ماهی در آن طپد : پندارد او بهایم پندارد این بهوپم غافل که در میانه سر گرم شاپ و شوپم ؟
horecaواژهنامه آزادمخفف کلمه های هتل رستوران و کافی شاپ می باشد و در معنای تیمی متخصص فروس و خدمات رسانی به اماکن خاص و غیر مویرگی به کار می رود
چکچاکلغتنامه دهخداچکچاک . [ چ َ ] (اِ صوت ) صدا و آواز پی در پی زدن گرز و شمشیر و امثال آن باشد. (برهان ) (آنندراج ). آواز ضرب گرز و شمشیر که از پی هم زنند. (جهانگیری ). آواز گرز
شاپی و تاپیلغتنامه دهخداشاپی و تاپی . [ شاپ ْ پی ُ تاپ ْ پ ] (ق مرکب ، از اتباع ) با عجله ، بدون دقت و مراقبت ، سرسری .