شاپی و تاپیلغتنامه دهخداشاپی و تاپی . [ شاپ ْ پی ُ تاپ ْ پ ] (ق مرکب ، از اتباع ) با عجله ، بدون دقت و مراقبت ، سرسری .
شاپیگانلغتنامه دهخداشاپیگان . (اِخ ) (گنج ) خزینه ای که بنا بروایت دینکرت گشتاسب یا دارا پسر دارا اوستا کتاب مقدس زرتشتیان را در دو نسخه بر یکصدوبیست هزار پوست گاو با مرکب طلا نویس
شاپی و تاپیلغتنامه دهخداشاپی و تاپی . [ شاپ ْ پی ُ تاپ ْ پ ] (ق مرکب ، از اتباع ) با عجله ، بدون دقت و مراقبت ، سرسری .
شاپیگانلغتنامه دهخداشاپیگان . (اِخ ) (گنج ) خزینه ای که بنا بروایت دینکرت گشتاسب یا دارا پسر دارا اوستا کتاب مقدس زرتشتیان را در دو نسخه بر یکصدوبیست هزار پوست گاو با مرکب طلا نویس
پیلوریاههلغتنامه دهخداپیلوریاهه .[ وُ هََ ] (اِخ ) شاپکینه . نام نهری به روسیه در ایالت ارخانگل و از جمله ٔ انهاری است که از طرف راست برود پچوره میریزند. از دریاچه ٔ پیلودرده که یکی