شانکرلغتنامه دهخداشانکر. (فرانسوی ، اِ) زخم کوچکی که انساج مجاور خود را فرامیگیرد،و مضمحل میسازد. این زخم بیشتر در مجاورت مخاط دهان ، گوشه ٔ لبها و اعضای تناسلی ظاهر میشود. شانکر
شانکرلغتنامه دهخداشانکر. [ ] (اِخ ) بحسب ضبط تاریخ قم نام محلی بوده است جزء طسوج الدور از نواحی مابین قم و تفرش . (تاریخ قم ص 117 و 143).
شانکرفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهزخمی مملو از چرک در آلت تناسلی که در بیماریهایی چون سوزاک، سیفلیس، و یا سل پوستی بهوجود میآید.
شاکره ٔ هندیةلغتنامه دهخداشاکره ٔ هندیة. [ ک ِ رَ ی ِ هَِ دی ی َ ] (اِخ ) شهربانو فرزند علیرضابن محمد طاهر ششتری که در 1244 در بمبئی به دنیا آمد و در سال 1319 هَ . ق . درگذشت . (از الذری
بجلةلغتنامه دهخدابجلة. [ ب َ ل َ ] (ع اِ) غده ٔ شانکر . غده ای که در عضو تناسلی برآید. (از دزی ج 1 ص 51).