شامی کبابلغتنامه دهخداشامی کباب . [ ک َ ] (اِ مرکب ) قسمی غذا. مایه ٔ آن گوشت کوفته و آرد نخودچی است و از این مایه گرده ها سازند و درروغن گداخته افکنند تا سرخ شود. سبب تسمیه آن است ک
شآمیلغتنامه دهخداشآمی .[ ش َ می ی ] (ص نسبی ) صورتی از شامی و شأمی منسوب به شام باشد. (از اقرب الموارد). رجوع به شامی شود.
خربزه ٔ شامیلغتنامه دهخداخربزه ٔ شامی . [ خ َ ب ُ زَ / زِی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) هندوانه . فِج ّ. دابوغه .شامی . (یادداشت بخط مؤلف ). خربزه ٔ شامی . (صراح ).
شأمیلغتنامه دهخداشأمی . [ ش َءْ ] (ص نسبی ) صورتی است از شامی . منسوب به مملکت شام . (از ناظم الاطباء). رجوع به شامی شود.
شامیلغتنامه دهخداشامی . (ص نسبی ) مرکب از: شام و یای نسبت . منسوب به شام . از مردم شام . (یادداشت مؤلف ) (از ناظم الاطباء).- شامی کباب ؛ رجوع به همین ترکیب در ردیف خود شود.- عب
کبابلغتنامه دهخداکباب . [ ک َ ] (اِ) گوشت که به درازا ببرند برای بریان کردن و فارسیان بمعنی گوشت بریان به طریق معهود استعمال نمایند. (بهار عجم ) (آنندراج ). گوشت که به قطعات برن
شامی کبابلغتنامه دهخداشامی کباب . [ ک َ ] (اِ مرکب ) قسمی غذا. مایه ٔ آن گوشت کوفته و آرد نخودچی است و از این مایه گرده ها سازند و درروغن گداخته افکنند تا سرخ شود. سبب تسمیه آن است ک
طباهجلغتنامه دهخداطباهج . [ طَ هَِ ] (معرب ، اِ) فارسی معرب . (ثعالبی ). گوشت در روغن سرخ کرده . || کباب شامی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گوشتی است که در روغنها سرخ کنند. و گوین
طباهجةلغتنامه دهخداطباهجة. [ طَ هَِ ج َ ] (معرب ، اِ) معرب تباهه . (منتهی الارب ). معرب تباهجه است . (آنندراج ) (مهذب الاسماء). گوشت کفانیده فربهی گوشت ظاهر کرده . (منتهی الارب )