شالهالغتنامه دهخداشالها. (اِخ ) نام شهری قدیمی در بابل که قوم ایاد آن را ویران کرد. (از معجم البلدان یاقوت ).
شابهاریلغتنامه دهخداشابهاری . [ ب ُ ] (اِخ ) ابوعثمان شدادبن معاذ الشابهاری . وی از عبدالعزیزبن الاویسی و ابراهیم الفرا روایت کرده است . (انساب سمعانی ).
شابهارلغتنامه دهخداشابهار. [ ب َ ] (اِخ ) نام بتکده ای بود در نواحی کابل که در اطراف آن دشتی بس بزرگ واقع است . (فرهنگ جهانگیری ) : هر چه در هندوستان پیل مصاف آرای بودپیش کردی و د
شابهارلغتنامه دهخداشابهار. [ ب ُ ] (اِخ ) به قول سمعانی قریه ای است از قرای بلخ و عده ای از راویان بدان منسوبند. (معجم البلدان ). و رجوع به انساب سمعانی و ماده ٔ قبل شود.
شالیارلغتنامه دهخداشالیار. (اِخ ) تلفظی از پیر شهریار است بزبان کردی . رجوع شود به پیرشالیار و پیرشهریار.
لاکیلغتنامه دهخدالاکی . (ص نسبی ) منسوب به لاک . از لاک .به رنگ لاک . || در شالهای کشمیر رنگی خاص است مقابل زِمرّدی . ترمه ٔ لاکی . بقسمی ترمه ٔ سرخ روشن گویند : پیچیده یکی لاکی
اردنلغتنامه دهخدااردن . [ اَ دِ ] (اِخ ) نجدی است پردرخت که قسم اعظم آن در ایالتی بهمین نام واقع است و به بلژیک امتداد یابد. نبرد اردن ، در نخستین جنگ جهانگیر (20 - 24 اوت 1914
گسگرلغتنامه دهخداگسگر. [ گ َ گ َ ] (اِخ ) در شمال غربی رشت و از شمال محدود است به طالش دولاب ، از مشرق به مرداب ، از جنوب به فومن و از مغرب بماسال و شاندرمن . طول آن 12 و عرض آن
گلدوزیلغتنامه دهخداگلدوزی . [ گ ُ ] (حامص مرکب ) عمل گل دوختن . کار گل دوختن . دوختن گل روی پارچه های رنگین با نخهای قیطانی و ابریشمی بشکل گلهای رنگارنگ . کشیدن و دوختن گلهای رنگا
شاللغتنامه دهخداشال . (اِ) پارچه ٔ پشمی یا کرکی مخصوص که در شهرهای ایران بویژه در کرمان و مشهد و خلخال بافته می شود وبرای پالتو و لباسهای زمستانی بکار میرود. طرز تهیه ٔ آن به ا