شقاقلوسلغتنامه دهخداشقاقلوس . [ ش ِ ق ِ ] (معرب ، اِ) این کلمه مصحف لفظ یونانی سفاکلوس است و آنرا موت یا فساد عضوی خشک گویند. فساد عضو با نماندن حس ، چون حس برجای بود غانغرایا باشد
شقاقلوسلغتنامه دهخداشقاقلوس . [ ش ِ ق ِ ] (معرب ، اِ) این کلمه مصحف لفظ یونانی سفاکلوس است و آنرا موت یا فساد عضوی خشک گویند. فساد عضو با نماندن حس ، چون حس برجای بود غانغرایا باشد
حسین شالوسیلغتنامه دهخداحسین شالوسی . [ ح ُ س َ ن ِ ] (اِخ ) ابن شاعر. متولد 374 هَ . ق . و متوفی . 440 هَ . ق . رجوع به شالوسی شود.