شاعرةلغتنامه دهخداشاعرة. [ ع ِ رَ ] (ع ص ) تأنیث شاعر. زنی که شعر گوید. (ناظم الاطباء). زن شاعر قافیه گوی . (مهذب الاسماء). ج ، شَواعِر و شاعرات . رجوع به شاعر شود. || کلمة شاعر
شاعرةلغتنامه دهخداشاعرة. [ ع ِ رَ ] (ع ص ) تأنیث شاعر. زنی که شعر گوید. (ناظم الاطباء). زن شاعر قافیه گوی . (مهذب الاسماء). ج ، شَواعِر و شاعرات . رجوع به شاعر شود. || کلمة شاعر
پروین خاتونلغتنامه دهخداپروین خاتون . [ پ َرْ ] (اِخ )شاعره ای است باستانی که از شعر او در لغت نامه ٔ اسدی به شاهد آمده است و در بعض نسخ پرویزخاتون ضبط شده وظاهراً پروین خاتون درست باش
تاستولغتنامه دهخداتاستو. (اِخ ) شاعره ٔ فرانسوی که در نظم و نثر آثار زیادی از خود باقی گذاشت . وی هنگامی که یازده سال داشت مورد تشویق و تهنیت امپراتریس ژزفین قرار گرفت . کتابهای