شاخ بر دیوارلغتنامه دهخداشاخ بر دیوار. [ ب َ دی ] (ص مرکب ) کنایه از مردمان پیش خود برپا و زعمی و گردنکش باشد. (برهان قاطع). شاخ به دیوار. (آنندراج ) : فردا کندت زمانه پامال چو خاک امرو
شاخ بر دیواریلغتنامه دهخداشاخ بر دیواری . [ ب َدی ] (حامص مرکب ) گردنکشی . کبر و غرور : سر زوریت از خری است تا کی ببری از گاو گرو بشاخ بر دیواری .ظهوری (از آنندراج ).
شاخ بر شاخ زدنلغتنامه دهخداشاخ بر شاخ زدن . [ب َ زَ دَ ] (مص مرکب ) بر شاخ و برگ چیزی افزودن و فروع پی در پی بر یک اصل مترتب کردن . (مقدمه ٔ التفهیم چ جلال همائی ص قسح ) : کی باز گردند از
شاخ بر شاخلغتنامه دهخداشاخ بر شاخ . [ ب َ ] (ص مرکب ) گوناگون و مختلف . (ناظم الاطباء) : پرنده مرغکان گستاخ گستاخ شمایل بر شمایل شاخ بر شاخ .نظامی .|| دور و دراز. (ناظم الاطباء). و رج
شاخ برزدنلغتنامه دهخداشاخ برزدن . [ ب َ زَ دَ ] (مص مرکب ) شاخه بر زدن . شاخه درآوردن . (منتهی الارب ).
شاخ بر دیوارلغتنامه دهخداشاخ بر دیوار. [ ب َ دی ] (ص مرکب ) کنایه از مردمان پیش خود برپا و زعمی و گردنکش باشد. (برهان قاطع). شاخ به دیوار. (آنندراج ) : فردا کندت زمانه پامال چو خاک امرو
شاخ بر دیواریلغتنامه دهخداشاخ بر دیواری . [ ب َدی ] (حامص مرکب ) گردنکشی . کبر و غرور : سر زوریت از خری است تا کی ببری از گاو گرو بشاخ بر دیواری .ظهوری (از آنندراج ).
شاخ بر شاخ زدنلغتنامه دهخداشاخ بر شاخ زدن . [ب َ زَ دَ ] (مص مرکب ) بر شاخ و برگ چیزی افزودن و فروع پی در پی بر یک اصل مترتب کردن . (مقدمه ٔ التفهیم چ جلال همائی ص قسح ) : کی باز گردند از
شاخ بر شاخلغتنامه دهخداشاخ بر شاخ . [ ب َ ] (ص مرکب ) گوناگون و مختلف . (ناظم الاطباء) : پرنده مرغکان گستاخ گستاخ شمایل بر شمایل شاخ بر شاخ .نظامی .|| دور و دراز. (ناظم الاطباء). و رج
شاخ برزدنلغتنامه دهخداشاخ برزدن . [ ب َ زَ دَ ] (مص مرکب ) شاخه بر زدن . شاخه درآوردن . (منتهی الارب ).