شاتوتلغتنامه دهخداشاتوت . (اِ مرکب ) مخفف شاه توت ، نوعی توت که رنگ آن سیاه است . رجوع به شاه توت شود.
شاتوتیریلغتنامه دهخداشاتوتیری . [ ت ُ ی ِ ] (اِخ ) مرکز آروندیسمان ئن ، در 41 کیلومتری شهر سواسون ، در ساحل رودمارن دارای 8850 تن جمعیت است . ساکنان آن را به فرانسوی تئودوریسین خوان
شاتاتپلغتنامه دهخداشاتاتپ . [ ت َ پ َ ] (اِخ ) یکی از بیست نفر برهمن که بید کتاب آسمانی هندیان را ایشان تلاوت می کردند و آن کتابی است متضمن اوامر و نواهی و ترغیب و ترهیب وتعیین ثو
شاتو - دو - لوارلغتنامه دهخداشاتو - دو - لوار. [ ت ُ ل ُ ] (اِخ ) مرکز کمون سارت جزو آروندیسمان مان ، واقع در نزدیکی لوار ؛ دارای 4500 تن جمعیت است . کلیسای آن معروف است . صنایع نساجی و شرا
شاتوتیریلغتنامه دهخداشاتوتیری . [ ت ُ ی ِ ] (اِخ ) مرکز آروندیسمان ئن ، در 41 کیلومتری شهر سواسون ، در ساحل رودمارن دارای 8850 تن جمعیت است . ساکنان آن را به فرانسوی تئودوریسین خوان
تمشکفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمیوهای ترشمزه، شبیه شاتوت یا توتفرنگی، و به رنگ سرخ مایل به سیاهی. بوتۀ آن خودرو است و در جاهای گرم و مرطوب در جنگلها و صحراها میروید. در بعضی جاها آن را م