شابجنیلغتنامه دهخداشابجنی . [ ج َ ] (اِخ ) ابوعلی حسن بن منصور شابجنی محتسب کوسج و لقب او خاقان بود که بدان شهرت داشت . وی از حفص بن ابی حفص الفرغانی کشی سماع کرد. از اصحاب سعیدبن
شابجنیلغتنامه دهخداشابجنی . [ ج َ ] (ص نسبی ) منسوب به شابجن که از قرای سغد سمرقند است . (از انساب سمعانی ).
خرنوب شابونیلغتنامه دهخداخرنوب شابونی . [ خ َ ب ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) قسمی از خرنوب که بخوبی خرنوب صیدلانی نیست . (یادداشت بخط مؤلف ).
خرنوب شابونیلغتنامه دهخداخرنوب شابونی . [ خ َ ب ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) قسمی از خرنوب که بخوبی خرنوب صیدلانی نیست . (یادداشت بخط مؤلف ).