شاونلغتنامه دهخداشاون . [ وَ ] (اِخ ) دهی ازدهستان مغان شهرستان اردبیل . دارای 108 تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آن غلات و حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری است . (از فرهنگ
شئون ذاتیهلغتنامه دهخداشئون ذاتیه . [ ش ُ ن ِ تی ی َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) در اصطلاح اهل تصوف اعتبار نقوش اعیان و حقایق است در ذات احدیت چون اعتبار درخت ، شاخ و برگ و ثمره ٔ آنها
رعایت قوانین و مقررات سازمان و شئونات اداریواژهنامه آزادتوجه به قانون و اصول مورد احترام یک سازمان ، حرفه و موسسه که برای تسهیل روابط بین افراد وضع شده اند.
يَصْطَرِخُونَفرهنگ واژگان قرآنشيون و فرياد مي زنند - با ناله و شيون وفرياد به فرياد رسي مي طلبند (کلمه اصطراخ از باب افتعال از ماده صراخ (ناله) او به معناي شيون و فرياد و استغاثه است )
شئون ذاتیهلغتنامه دهخداشئون ذاتیه . [ ش ُ ن ِ تی ی َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) در اصطلاح اهل تصوف اعتبار نقوش اعیان و حقایق است در ذات احدیت چون اعتبار درخت ، شاخ و برگ و ثمره ٔ آنها
عويلدیکشنری عربی به فارسیشيون کردن , ناله کردن , ماتم گرفتن , ناله , صداهاي ناهنجار ايجاد کردن , ناله و شيون کردن , زوزه کشيدن , عوعو کردن , زوزه
تمامیخواهیtotalitarianismواژههای مصوب فرهنگستاننوعی حکومت استبدادی متمرکز که بر همۀ شئون فردی و اجتماعی کشور تسلط دارد