سیچللغتنامه دهخداسیچل . [ چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهدشت بخش طرهان شهرستان خرم آباد. دارای 120 تن سکنه . آب آن از چاه . محصول آنجا غلات . شغل اهالی زراعت و گله داری است .
سیچانلغتنامه دهخداسیچان . (اِخ ) ده است از دهستان القورات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند. دارای 169 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول غلات و شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیائی ای
سیچان بلاغلغتنامه دهخداسیچان بلاغ . [ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آختاچی بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. دارای 131 تن سکنه .آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات ، توتون ، چغندر و شغل اهالی ز
سیچغنهلغتنامه دهخداسیچغنه . [ چ ُ غ َ ن َ / ن ِ ] (اِ) پرنده ای است شکاری از جنس زردچشم . (برهان ). مرغ صیاد که مرغان را صید کند و در فرهنگ در اول مکسور و یای معروف به معنی باشه ک
سیچیدنلغتنامه دهخداسیچیدن . [ دَ ] (مص )(از: سیچ ، سیج + یدن ، پسوند مصدری ) پهلوی «سچیدن » استاد هنینگ پس از ذکر «پسیچیدن » و ارتباط آن با سغدی «پتس یچ - پتسچ از پتی ساچایا» گوید