سیوفلغتنامه دهخداسیوف . [ س ُ ] (ع اِ) ج ِ سیف . شمشیرها : میزبانان من سیوف و رماح میهمانان من کلاب و سنور. مسعودسعد.ز رای و عزم تو گردون و دهر از آن ترسدکه این کشیده سیوف است و
قساسیةلغتنامه دهخداقساسیة.[ ق ُ سی ی َ ] (ص نسبی ) (سیوف ...) شمشیرهای منسوب به کان آهن قساس . (ناظم الاطباء). رجوع به قُساس شود.
حنفیةلغتنامه دهخداحنفیة. [ ح َ ن َ فی ی َ ] (ع ص ) سیوف حنفیة؛ شمشیرهای منسوب به ابوبحرصخر احنف بن قیس . (منتهی الارب ). رجوع به حنفی شود.
مشرفیةلغتنامه دهخدامشرفیة. [ م َ رَ فی ی َ ] (ص نسبی ) مشرفی : سیوف مشرفیه . سیف مشرفی . و رجوع به مشرفی و الجماهر چ هند ص 248 شود.
بیلمانیةلغتنامه دهخدابیلمانیة. [ ب َ ل َ نی ی َ ] (ع ص نسبی ) سیوف بیلمانیة؛ شمشیرهای منسوب به بیلمان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به بیلمان شود.