سیوارتیرلغتنامه دهخداسیوارتیر. (اِ مرکب ) نام نوایی از موسیقی . (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ) (برهان ) : ساعتی سیوارتیر و ساعتی کبک دری ساعتی سروستاه ساعتی باروزنه . منوچهری .رجوع به آه
سیوارتیرلغتنامه دهخداسیوارتیر. (اِ مرکب ) نام نوایی از موسیقی . (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ) (برهان ) : ساعتی سیوارتیر و ساعتی کبک دری ساعتی سروستاه ساعتی باروزنه . منوچهری .رجوع به آه
سیواسلغتنامه دهخداسیواس . (اِخ ) نام شهری است از بلاد روم . (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ). شهری است در ترکیه (آسیای صغیر) در کنار رود قزل ایرماق . رجوع به تاریخ گزیده ص 482، منت
سیوانلغتنامه دهخداسیوان . (اِخ ) دهی است از دهستان ارهال بخش حومه ٔ شهرستان خوی . دارای 268 تن سکنه . آب آن از رود قطور و محصول آنجا غلات ، حبوبات ، زردآلو و کرچک . شغل اهالی زرا
سیوان درهلغتنامه دهخداسیوان دره . [ دَرْ رَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان برغان بخش کرج شهرستان تهران . دارای 310 تن سکنه . آب آن از چشمه سار و رود محلی . محصولات آنجا غلات ، لبنیات ،