سینه کفتریلغتنامه دهخداسینه کفتری . [ ن َ / ن ِ ک َ ت َ ] (ص نسبی مرکب ) در تداول عامیانه ، رنگی مرکب از کبود و سرخ ،سبز طلایی ، بنفش طلایی ، بنفش سیر که به طلایی زند. به رنگ سینه ٔ ک
سینهلغتنامه دهخداسینه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) معروف است و به عربی صدر گویندش . (برهان ).صدر. (آنندراج ). بر. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). صاف ، لطیف ، روشن ، صبح و صبح پرور از صفات و آب
کفتر(انواع)گویش تهرانیسفید، سیاه، سبز، هما، پشتدار، خال کمر، خال سبز، پیس، شازده، یک کتی، لک توش، سوسکی، چلچلهای، غازی، گرگی، کله دم سبز، سینه دم سیاه، سینه دم قهوهای، کله برنجی،
کبوترلغتنامه دهخداکبوتر. [ ک َ ت َ ] (اِ) کفتر. کبتر. (ناظم الاطباء). حمام . (دهار) (فهرست مخزن الادویه ). کوتر. کفتر. حمامه . (آنندراج ). نامه بر. (یادداشت مؤلف ). عَفْد. و رقا