سیمبانلغتنامه دهخداسیمبان . (ص مرکب ) آنکه مأمور نگهبانی سیمهای برق ، تلگراف یا تلفن است . (فرهنگ فارسی معین ).
بانلغتنامه دهخدابان . (اِ) رئیس . || (پساوند) دارنده . دارا. (یادداشت مؤلف ). خداوند، و استعمال آن مرکب است . (شرفنامه ٔ منیری ). صاحب . (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ). صاحب .