ماه سیماییلغتنامه دهخداماه سیمایی . (حامص مرکب ) حالت و چگونگی ماه سیما. ماهرویی . ماه چهری . رجوع به ماه سیما و ماه چهری شود.
لازلغتنامه دهخدالاز. (اِخ ) در قفقاز در سواحل جنوب شرقی طرابزون و جهت باطوم قومی بدین نام ساکن اند که با مردم گرجستان قرابت جنسی دارند. سیمای آنها بتمام از نژاد قفقازست با سرها
گالالغتنامه دهخداگالا. (اِخ ) نام قوم بزرگی است در افریقای شرقی . مسکن و مأوای اصلی آنها در طرف جنوب حبشه است ، اما بنقاط داخلی افریقا انتشار یافت ، تا سودان و حتی سودان غربی ر
مهرهلغتنامه دهخدامهره . [م ُ رَ / رِ ] (اِ) هرچیز گرد. مطلق گلوله و گرد. هرچیز مدور. هرچیز کروی شکل . ساچمه . گلوله : بفرمود تا گرد بگداختندز آهن یکی مهره ای ساختند. فردوسی (شاه
تختکوه آتشفشانیvolcanic butteواژههای مصوب فرهنگستانسیمایی زمینریختشناختی با دیوارههای پرشیب و مسطح در بخش بالایی که ارتفاع آنها بیش از پهنای آنهاست
سنگریختpetromorphواژههای مصوب فرهنگستانسیمایی مانند رگۀ کلسیتی که بهصورت برجسته بر روی دیوارۀ غار ظاهر میشود