سیلکلغتنامه دهخداسیلک . [ ل َ / ل ُ ] (اِ) سیکک است که کرم گندم ضائعکن باشد. (برهان ) (آنندراج ). کرمک گندمخوار. (ناظم الاطباء). اسم فارسی سوس الحبوب است که قمل الطعام نامند. (ف
سیلکهلغتنامه دهخداسیلکه . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شهرویران بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. دارای 112 تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات و توتون است . شغل اهالی زراعت و