سیسانلغتنامه دهخداسیسان . (اِخ ) دهی است از دهستان مهرانرود بخش بستان آباد شهرستان تبریز. دارای 1600 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ اوجانچای و چشمه . محصول آنجا غلات ، یونجه و سیب
ساسانلغتنامه دهخداساسان . (اِخ ) ابن روزبه . از امیران ایران پیش از اسلام است و در مجمل التواریخ و القصص بنقل از تاریخ حمزه ٔ اصفهانی نام وی در شمار مرزبانانی از پارسیان آمده که
ساسانلغتنامه دهخداساسان . (اِخ ) ابن ساسان (ساسان سوم ) به روایت فردوسی در شاهنامه ، فرزند ساسان بن بهمن بن اسفندیار است . فردوسی گوید: چون بهمن همای را ولیعهد خود ساخت ساسان دلت
ساسانلغتنامه دهخداساسان . (اِخ ) ابن فشافشاه بن جوهر شهریار فارس بن ساسان بن بهمن . مؤلف فارسنامه (ابن بلخی ) نام وی را در سلسله ٔ نسب بیست و پنجمین پادشاه ساسانی که بعد از شهرب
ساسانلغتنامه دهخداساسان . (اِخ ) ابن دارا (ساسان دوم ) بروایت فردوسی در شاهنامه فرزند دارا آخرین پادشاه کیانی است که بعد از پدر به هند گریخت . فردوسی گوید:چو دارا به رزم اندرون ک
ساسانلغتنامه دهخداساسان . (اِخ ) حمداﷲ مستوفی آن را نام قدیم فسا شمارد و گوید: [ فسارا ] فسابن طهمورث دیوبندساخته بود خراب شد، گشتاسف بن لهراسب کیانی تجدید عمارتش کرد. و نبیره اش
وادی طفوانلغتنامه دهخداوادی طفوان . [ ] (اِخ ) موضعی است بین راه و مکه و مدینه که نام دیگر آن طفوه راثق و در 23 فرسنگی بدر واقع است : از مکه تا مدینه دویست و شصت میل که هشتاد و شش فرس
وادی البدرلغتنامه دهخداوادی البدر. [ دِل ْ ب َ ] (اِخ ) محلی است در 9 فرسنگی بدر واقع در بین مکه و مدینه : از مکه تا مدینه دوی است و شصت میل که هشتاد و شش فرسنگ و دو میل باشد، وبطریق