سیزانواژهنامه آزاد(س ِ ي زان) زير زمين هاي طاق هلالي كه در تابستان بسيار خنك و در زمستان گرم بودند. (همدانی) سِیزان؛ اتاق همکف.
سوزانفرهنگ مترادف و متضاد۱. آتشین، حار، داغ، سوزنده، گرم، محترق، مشتعل، ملتهب ۲. تبدار ≠ بارد ۳. پرسوزوگداز، پرسوز، سوزناک ۴. شدید، زایدالوصف
سیزلغتنامه دهخداسیز. (ص ) تیز یعنی تند که ضد کند باشد که آنرا سیزان نیز گویند. (آنندراج ). تیز باشد ضد کند. (فرهنگ رشیدی ) (برهان ).