سیرنلغتنامه دهخداسیرن . [ رِ ] (اِخ ) رجوع به قورنیا و ایران باستان ج 1 ص 572، 563، 564، 91،490، 683، 611، 693، 694 و ج 2 ص 1140، 1188، 1686، 932، 1913، 1358، 1358، 1984 و ج 3 ص
سیرنگلغتنامه دهخداسیرنگ . [ رَ ] (اِ) پرنده ای است که آن را سیمرغ و عنقا خوانند. (از برهان ). سیمرغ . (آنندراج ). سیمرغ زیرا که سی رنگ دارد. (فرهنگ رشیدی ) : همه عالم ز فتوح تو ن
سیرنگلغتنامه دهخداسیرنگ . [ رَ ] (اِ) پرنده ای است که آن را سیمرغ و عنقا خوانند. (از برهان ). سیمرغ . (آنندراج ). سیمرغ زیرا که سی رنگ دارد. (فرهنگ رشیدی ) : همه عالم ز فتوح تو ن