سیرتفرهنگ مترادف و متضاد۱. خلق، خو، سرشت، نهاد ≠ صورت ۲. سنت، سیره، عادت ۳. روش، طریقه، قاعده ۴. مذهب، مسلک
سیرتلغتنامه دهخداسیرت . [ رَ ] (ع اِ) طریقه . (غیاث ). رفتار. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 60). عادت و طریقه . (آنندراج ). روش .رفتار : عهدها بست که تا باشد بیدار بودعهدها
سیرتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. خلقوخلق.۲. [قدیمی] طریق؛ روش؛ مذهب.۳. [قدیمی] سنت.۴. [قدیمی] هیئت.