سیرآبهلغتنامه دهخداسیرآبه . [ ب َ / ب ِ ](اِ مرکب ) مثل نهاری پز است در هندوستان که شوربای پخته فروشد. (آنندراج ). || یک نوع نان خورشی است که از ماست و سیر ترتیب دهند. (ناظم الاطب
سیرآبه پزلغتنامه دهخداسیرآبه پز. [ ب َ / ب ِ پ َ ] (نف مرکب ) کسی که سیرآبه درست میکند. (ناظم الاطباء) : مرا غم بت سیرآبه پز بسینه بس است که گفته اند بس است این قدر اگر هوس است .سیفی
سیرآبه پزلغتنامه دهخداسیرآبه پز. [ ب َ / ب ِ پ َ ] (نف مرکب ) کسی که سیرآبه درست میکند. (ناظم الاطباء) : مرا غم بت سیرآبه پز بسینه بس است که گفته اند بس است این قدر اگر هوس است .سیفی
سیراوهلغتنامه دهخداسیراوه . [ وَ/ وِ ] (اِ مرکب ) یک نوع طعامی است که از شیر و ماست ترتیب دهند. (ناظم الاطباء). رجوع به سیرآبه شود.