پوزهپارویی سیحونیPseudoscaphirhynchus fedtschenkoiواژههای مصوب فرهنگستانگونهای از تاسماهیان و راستۀ تاسماهیسانان که دارای پوزۀ کشیده و بدن دوکشکل با خطوط تیره و روشن است
ارکسارتلغتنامه دهخداارکسارت . [ اُ رِک ْ ] (اِخ ) رود سیحون . (ایران باستان ص 1649 و 1650). رجوع به ارکسانت شود.
ارکسانتلغتنامه دهخداارکسانت . [ اُ ] (اِخ ) رود سیحون . (آریان ، کتاب 3، فصل 10، بند 4 بنقل از آریستوبول ). و ظن ّ قوی این است که پارسیان قدیم این را ((وَخشرت )) یا ((ورخشنت )) یا
سیردریالغتنامه دهخداسیردریا. [ دَرْ ] (اِخ ) سیحون . رودی است در آسیای مرکزی بطول 2700 کیلومتر که از مرتفعات شرقی نجد ایران سرچشمه گرفته بر دریای آرال (دریای خوارزم ) ریزد. (فرهنگ
جکللغتنامه دهخداجکل . [ ج ِ ک ِ ] (اِخ ) شهریست در ماوراء رود سیحون در ترکستان نزدیک طرار، ابومحمد عبدالرحمان بن یحیی بن یونس جکلی خطیب سمرقند در روزگار قدرخان (متوفی 516 هَ .