الکتریسیتهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت سیته، برق، کهربا، رعد وبرق، نیرو صاعقه، برق، آسمانقرمبه، آذرخش، شعاع نورانی الکتریسیتۀجاری، برق مثبت، برق منفی، برق سهفاز، ارت، آند، کاتد، مثبتوم
تمیریسلغتنامه دهخداتمیریس . [ ت ُ ] (اِخ ) ملکه ٔ سیته (قوم بربر باستانی ساکن شمال شرقی اروپا و شمال غربی آسیا). درقرن ششم پیش از میلاد مسیح که پسرش بدست کورش کبیر گرفتار و کشته ش
ژتلغتنامه دهخداژت . [ ژِ ] (اِخ ) طائفه ای از سیتهای اروپا. مسکن ایشان نخست در ساحل یمین رود دانوب بود. داریوش کبیر پادشاه ایران با آنان حرب و اسکندر مقدونی با ایشان اتحاد کرد
ستهیلغتنامه دهخداستهی . [ س َ ت َ هی ی ] (ع ص ) آنکه همواره از پس قوم رود. (منتهی الارب ). رجوع به ستیهی شود. در تاج العروس آرد: سُتَیهی و صواب سَیْتهی بر وزن حیدری چنانکه نص فر