سیبریهلغتنامه دهخداسیبریه . [ ب ِ ی َ / ی ِ ] (اِخ )سیبریا. سیبری . دشتی پهناور که همه ٔ شمال آسیا را فراگرفته و از کوههای اورال (میان اروپا و آسیا) تا اقیانوس کبیر ممتد و از شمال
سیبویهلغتنامه دهخداسیبویه . [ ب ِ وَی ْه ْ / بوی َ ] (اِخ ) عمروبن عثمان بن قنبر مولی بنی الحارث بن کعب بن عمربن وعلةبن خالدبن مالک بن أدد، مکنی به ابوبشر یا ابوالحسن . ایرانی و
سیبویهفرهنگ نامها(تلفظ: sibuye) به معنی سیب کوچک یا بوی سیب ؛ (در اعلام) ابو بشر عمرو بن عثمان بن قنبر فارسی بیضاوی و سپس عراقی مصری ملقب به سیبویه از دانشمندان معروف در علم نحو
بالکاشلغتنامه دهخدابالکاش . (اِخ ) نام دریاچه ای در ترکستان روس و سیبریه .و رجوع به بالخاش و جهانگشای جوینی ج 1 ص 431 شود.