سیاههلغتنامه دهخداسیاهه . [هََ / هَِ ] (اِ) تفصیل رخوت و اسباب و اسامی مردم و کتاب و امثال آن . (برهان ). نوعی از دفتر و حساب و آنرا روزنامه نیز گویند و در آن تفصیل اسباب خانه و
سیاههفرهنگ انتشارات معین(هِ یا هَ)(اِ.) 1 - صورتحساب ، نوشته ای که در آن موارد دخل و خرج را بنویسند. 2 - زن بدکاره .
سیاههفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. سیاه؛ سیاهی.۲. نوشته.۳. تکۀ کاغذ که فروشنده ریز کالاهای فروختهشده را در آن مینویسد و به خریدار میدهد؛ صورتحساب.
سیاهه 1inventory 2واژههای مصوب فرهنگستانفهرستی از اقلام و پرسشها که از آن برای شناسایی رفتار و علایق و نگرشهای فرد استفاده میکنند
فاکتورواژهنامه آزادسیاهه (پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) تاوَند، تایوَند. از ریشۀ "تاییدن" به چَمِ (معنیِ) "ضرب کردن". آن هَموَندِ (عضوِ) کُنِشِ تایش (عملِ ضرب) است. برای نمونه