سیاجلغتنامه دهخداسیاج .(ع اِ) دیوار و آنچه بدان چیزی را احاطه نمایند مثل خرمابن و رز و مانند آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
سياجدیکشنری عربی به فارسیحصار , ديوار , پرچين , محجر , سپر , شمشير بازي , خاکريز , پناه دادن , حفظ کردن , نرده کشيدن , شمشير بازي کردن , چپر , خارپشته , راه بند , مانع , پرچين ساختن , خ
تسییجلغتنامه دهخداتسییج . [ ت َ س ْ ] (ع مص ) احاطه کردن باغ را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). سیاج ساختن دیواررا. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). احاطه کردن مو را.
غاغالسلغتنامه دهخداغاغالس . [ ] (معرب ، اِ) نام دیگر آن غالیوس و کلمه ای است یونانی که معنی آن بدبوست و مردم مصر آن را فسا الکلاب می نامند. گیاهی است املس که برگهای آن در طرف گلش