سگ خور شدنلغتنامه دهخداسگ خور شدن . [ س َ خوَرْ / خُرْ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از حرام خور شدن است .
سگواژهنامه آزادس ُ گ(در گویش دماوندی):خُل (آب بینی بویژه هنگامی که روان باشد)، به کسی هم که اینگونه باشد میگویند سُگِن همانند خُلِن «سگ شدن» کنایه از بداخلاق شدن و تنگ شدن خُل
سگ خور شدنلغتنامه دهخداسگ خور شدن . [ س َ خوَرْ / خُرْ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از حرام خور شدن است .
خرخور شدنلغتنامه دهخداخرخور شدن . [ خ َ خوَرْ / خُرْ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) درشت و خشن و ناگوار شدن میوه و بقولات و جز آن چون خیار و کاهو. || خوراکی خر شدن ، مانند سگ خور شدن که قابل خو
انخساءلغتنامه دهخداانخساء. [ اِ خ ِ ] (ع مص ) دور شدن سگ و رفتن آن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). دور شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ). یقال : انخساءالکلب
انهداشلغتنامه دهخداانهداش . [ اِ هَِ ] (ع مص ) برانگیخته شدن سگ بر شکار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).