سگیفرهنگ مترادف و متضاد۱. نامردمی ۲. درندگی، ددخویی، هاری، درندهخویی ۳. پرخاشگری ۴. مربوط به سگ ۵. درخور سگ ۶. بسیار بد، ناگوار
سگیلغتنامه دهخداسگی . [ س َ ] (ص نسبی ) منسوب و متعلق بسگ . || (حامص ) رفتار سگ . (ناظم الاطباء) : هشیار شد از خمار مستی بگذاشت سگی و سگ پرستی . نظامی .توان کرد با ناکسان بدرگی
مَلَّه سگىگویش بختیارینام نوعى شنا که در آن با دو دست آب را به زیر شکم رانند و از پشت جفت پا را بر روى آب زنند.
نابدیکشنری عربی به فارسیسگي , وابسته به خانواده سگ , سگ مانند , دندان ناب , دندان انياب (در سگ و مانند ان) , نيش
پشقه سَگُونَکىگویش بختیاریپشه سگى، نوعى مگس که در بن کرکهاى پوست سگ زندگى مىکند و از خونِ او تغذیه مىکند.
سگِ گلِّهگویش بختیاریسگ نگهبان گله (سگى بسیار قوى که به گرگ حمله مىکند این نوع سگان اگر درصحرا به کسى حمله کنند حتما باید آن شخص بنشیند تا سگ از حمله منصرفشود).