سگدستلغتنامه دهخداسگدست . [ س َ دَ ] (اِ مرکب ) چارپایی (اسب ، استر، خر) که هر دو زانویش از یکدیگر جدا و دور باشد و مهره های زانویش نزدیک بهم و پیوسته چنانکه بهنگام راه رفتن برهم
سگ دستفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمیلۀ فلزی در دنبالۀ فرمان اتومبیل که حرکت را از فرمان به چرخها منتقل میکند.
سِرْدِسْتیگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی غذای حاضری ، کار آسان را انتخاب کردن ، غذای ساده و بدون تجملات
سردستیفرهنگ مترادف و متضاد۱. گذرا، مجمل ۲. حاضری، ماحضر ۳. عجولانه ۴. آسان، رایگان ۵. کم، ناچیز، مختصر ۶. دمدست، دمدستی ۷. چوبدستی