سُکْگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی پنهان شدن ، قایم شدن ، مخفی شدن ، اختفا کردن ، کشیک دادن ، گشت زدن همراه با مراقبت ، ترکیدن کف روی مایعات
آسمان کتهلغتنامه دهخداآسمان کته . [ س ْ / س ِ ک َ ت َ / ت ِ ] (اِ مرکب )قسمی حشره ٔ درشت پرنده که بیشتر در باغها باشد و پرهای او چون پرهای زنبور طلائی و امثال آن دو روی پوش سخت دارد
کته سرکلالغتنامه دهخداکته سرکلا. [ ک َ ت َ س َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دشت بخش کلارستاق مازندران . (سفرنامه ٔ مازندران رابینو ص 108 و ترجمه ٔ آن ص 146).
صحبت لاریلغتنامه دهخداصحبت لاری . [ ص ُ ب َ ت ِ ] (اِخ ) نام وی ملا محمدباقر متخلص به صحبت و از مردم بیرم لار از توابع فارس است . در بدایت حال در مدرسه ٔ قریه ٔ رونیزبتحصیل پرداخت سپ
سک انگبینلغتنامه دهخداسک انگبین . [ س ِ اَ گ ُ ] (اِ مرکب ) سرکنگبین : و آبش چون با سک انگبین بخورند یرقان را نیک بود. (الابنیه عن حقایق الادویه ).