406 مدخل
(عامیانه) سُکیدن؛ خیره به جایی یا چیزی نگریستن.
نگاه کردن
نگاه کردن، سیل کردن، آقا رو بِسِه، سیر کردن.
سر خوردن، لغزیدن، لیز خوردن
آرام، آرامش، طمانینه، قرار، آرامشخاطر، سکنیت، وقار ≠ تلاطم
freeze
سیدنی وب
سیدنام
سریدن، لغزیدن، لیز خوردن
سیدنی جیمز وب
سیدنی