۱. قرار گرفتن و از حرکت ایستادن؛ آرمیدن؛ آرامش یافتن.
۲. [مقابلِ حرکت] آرامش.
۱. ایستایی، توقف، ثبات، خموشی، رکود، فترت، وقفه ≠ تحرک
۲. آرام، آرامش، آسایش، قرار
۳. آرمیدن، قراریافتن
abeyance, doldrums, petrifaction, quiet, quietude, rest, standstill, stasis, stillness