سرانهلغتنامه دهخداسرانه . [ س َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) نوعی از باج که ازرعایا سر هر فرد گیرند. آنچه علاوه از باج و خراج ازرعیت گیرند. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). جبایتی ک
سرکانهلغتنامه دهخداسرکانه . [ س َ ن َ ] (اِخ ) دهی از دهستان سرکانه ٔ بخش پاپی شهرستان خرم آباد. مرکز دهستان دارای 800 تن سکنه است . آب آن از سراب جلدان . محصول آن غلات ، حبوبات ،
سرکانهلغتنامه دهخداسرکانه . [ س َ ن َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های بخش پاپی خرم آباد. محدود است از شمال به دهستان گریت ، از جنوب به دهستان لیریائی ، از خاور به دهستان گازه ٔ بخش
سرانهلغتنامه دهخداسرانه . [ س َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) نوعی از باج که ازرعایا سر هر فرد گیرند. آنچه علاوه از باج و خراج ازرعیت گیرند. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). جبایتی ک
سرکانهلغتنامه دهخداسرکانه . [ س َ ن َ ] (اِخ ) دهی از دهستان سرکانه ٔ بخش پاپی شهرستان خرم آباد. مرکز دهستان دارای 800 تن سکنه است . آب آن از سراب جلدان . محصول آن غلات ، حبوبات ،