سکاکینلغتنامه دهخداسکاکین . [ س َ ] (ع اِ) ج ِ سِکّین . به معنی کارد. (دهار) (آنندراج ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ).
ساکینیلغتنامه دهخداساکینی . (اِخ ) آنتونیو. آهنگساز ایتالیائی متولد پوزول (1734 - 1786 م .) و مصنف اپراهای مشهور است .
سکاکیلغتنامه دهخداسکاکی . [ س َک ْ کا ] (اِخ ) ابویعقوب سراج الدین یوسف . رجوع به ابویعقوب سکاکی و دانشوران خراسان ص 246 شود.
سکاکیلغتنامه دهخداسکاکی . [ س َک ْ کا ] (اِخ ) از ماوراءالنهر بود، و اهل سمرقند به او بسیار معتقد بودند،و بی نهایت تعریف میکنند. اما در موقعی که در سمرقندبودم . هرچند تفحص نمودم
سکاکیهلغتنامه دهخداسکاکیه . [ س َک ْ کا کی ی َ ] (اِخ ) اصحاب ابوجعفر محمدبن خلیل سکاک از متکلمین شیعه ٔ امامیه . اینان در اصل امامت پیرو عقیده ٔ هشام بوده اند. (هشام بن الحکم ).
حسنلغتنامه دهخداحسن . [ ح َ س َ ] (اِخ ) ابن محمدبن ابی بکر سکاکینی . پدرش فاضل و شیعی بی غلو بود و خودش در رفض غلو کردو قاضی شرف الدین او را به جرم سب شیخین تکفیر کرد وبه حکم
حجرالغلبةلغتنامه دهخداحجرالغلبة. [ ح َ ج َ رُل ْ غ َ ل َ ب َ ] (ع اِ مرکب ) ابوریحان بیرونی در کتاب الجماهر فی معرفة الجواهردر ذیل ذکر یشم گوید: و قیل ان الیشم او جنساًمنه یسمی حجر ا
ساکینیلغتنامه دهخداساکینی . (اِخ ) آنتونیو. آهنگساز ایتالیائی متولد پوزول (1734 - 1786 م .) و مصنف اپراهای مشهور است .