سکاکیلغتنامه دهخداسکاکی . [ س َک ْ کا ] (اِخ ) ابویعقوب سراج الدین یوسف . رجوع به ابویعقوب سکاکی و دانشوران خراسان ص 246 شود.
سکاکیلغتنامه دهخداسکاکی . [ س َک ْ کا ] (اِخ ) از ماوراءالنهر بود، و اهل سمرقند به او بسیار معتقد بودند،و بی نهایت تعریف میکنند. اما در موقعی که در سمرقندبودم . هرچند تفحص نمودم
سکاکینلغتنامه دهخداسکاکین . [ س َ ] (ع اِ) ج ِ سِکّین . به معنی کارد. (دهار) (آنندراج ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ).
سکاکیهلغتنامه دهخداسکاکیه . [ س َک ْ کا کی ی َ ] (اِخ ) اصحاب ابوجعفر محمدبن خلیل سکاک از متکلمین شیعه ٔ امامیه . اینان در اصل امامت پیرو عقیده ٔ هشام بوده اند. (هشام بن الحکم ).
علامه سکاکیلغتنامه دهخداعلامه سکاکی . [ ع َل ْ لام َ س َک ْ کا ] (اِخ ) محمودبن ابوبکر خوارزمی ، مکنی به ابویعقوب و ملقب به سراج الدین . رجوع به ابویعقوب سکاکی ، و یوسف بن ابوبکر و مآخ
سکاکینلغتنامه دهخداسکاکین . [ س َ ] (ع اِ) ج ِ سِکّین . به معنی کارد. (دهار) (آنندراج ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ).
سکاکیهلغتنامه دهخداسکاکیه . [ س َک ْ کا کی ی َ ] (اِخ ) اصحاب ابوجعفر محمدبن خلیل سکاک از متکلمین شیعه ٔ امامیه . اینان در اصل امامت پیرو عقیده ٔ هشام بوده اند. (هشام بن الحکم ).
علامه سکاکیلغتنامه دهخداعلامه سکاکی . [ ع َل ْ لام َ س َک ْ کا ] (اِخ ) محمودبن ابوبکر خوارزمی ، مکنی به ابویعقوب و ملقب به سراج الدین . رجوع به ابویعقوب سکاکی ، و یوسف بن ابوبکر و مآخ
یوسفلغتنامه دهخدایوسف .[ س ُ ] (اِخ ) ابن ابی بکربن محمدبن علی سکاکی ، مکنی به ابویعقوب و ملقب به سراج الدین و معروف به سکاکی . از دانشمندان ادب عرب و معانی و بیان و عروض و شعر
ابویعقوبلغتنامه دهخداابویعقوب . [ اَ بو ی َ ] (اِخ ) السکاکی . یاقوت در معجم الادباء گوید: ابویعقوب سکاکی از اهل خوارزم علامه و امام در عربیّت و معانی و بیان و ادب و عروض و شعر و مت