سپردارلغتنامه دهخداسپردار. [ س ِ پ َ ] (نف مرکب ) بردارنده ٔ سپر و کسی که با خود سپر دارد. (ناظم الاطباء). آن که سپر جنگ دارد. سربازی که سپر در دست دارد. آنکه با سپر مسلح است . تا
سپردارتبارانLoriciferaواژههای مصوب فرهنگستانشاخهای از سلسلۀ جانوران با طول 25/0 میلیمتر و پوستکی چهاربخشی شامل پشت و شکم و دو بخش جانبی که انتهای پیشین بدنشان خارهای خمیده دارد؛ مخرج آنها در انتهای بدن
پیوندگاه سپردارshielded jointواژههای مصوب فرهنگستانمحل اتصال محافظتشدۀ دو قطعۀ الکتریکی متـ . پیوندگاه حفاظدار