7 مدخل
ذوب شده، گداختن، گداخته شدن، قال کردن
smelterman
ذوب کردن
بوی، بوییدن، بو کردن، بو دادن، رایحه داشتن، حاکی بودن از
ذوب، کارخانه ذوب فلزات، کارخانه گدازگری
ذوب فلزات، کارخانه ذوب فلزات، کارخانه گدازگری