سپانلولغتنامه دهخداسپانلو. [ س ِ ] (اِخ ) نام قبیله ای است از طایفه ٔ قاجار که به استراباد کوچ داده شده اند. رجوع به ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 108 شود.
سغانلولغتنامه دهخداسغانلو. [ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان پیران بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. دارای 123 تن سکنه است . آب آن از رودخانه بادین آباد و محصول آن غلات ، توتون ، حبوبات است .
لولغتنامه دهخدالو. (پسوند) مزید مؤخر امکنه باشد: پیچه لو.آب لو. مقصودلو. کندلو. دیرسمالو. زیادلو. فراسانلو.بالو. خرسگلو. قولو. فهلو (پهله = فهله ). سپانلو.
سغانلولغتنامه دهخداسغانلو. [ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان پیران بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. دارای 123 تن سکنه است . آب آن از رودخانه بادین آباد و محصول آن غلات ، توتون ، حبوبات است .