سَوَّيْتُهُفرهنگ واژگان قرآناو را درست و نيکو گردانيدم (از مصدر تسويه به معني قرار دادن هرجزء از يک ترکيب در جاي مناسبش)
سوختهفرهنگ مترادف و متضاد۱. آتشگرفته، خاکسترشده ۲. گداخته ۳. محترق ۴. بربادرفته ۵. باخته، ناکام ۶. محنتکشیده، زجرکشیده ۷. شیفته، شیدا، عاشق ۸. سوختهجان، سوختهدل ۹. عطشزده، خشک، بیآب (زم