سَوَّاهَافرهنگ واژگان قرآنآن را درست و نيکو ومنظم کرد (چون مساوي کردن هم نوعي نظم دادن است و در عبارت "فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا " مقصود اين است که خدايتعالي
سوأانلغتنامه دهخداسوأان . [ س َ ] (ع اِ) بصیغه ٔ تثنیه ، یقول هما سوأان ؛ هر دو مانند هم اند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
ساهاکلغتنامه دهخداساهاک . (اِخ ) از اعقاب گریگور و کشیش درجه ٔ اول ارامنه بود که در 441 م . درگذشت . (ایران باستان ص 2622).
تفطیحلغتنامه دهخداتفطیح . [ ت َ ] (ع مص ) پهنا گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). پهن گردانیدن چیزی را، یقال : فطح الحدیدة؛ اذا عرضها و سواها لمسحاة او مغرق او
جریرلغتنامه دهخداجریر. [ ج َ ](اِخ ) ابن احمدبن ابی داود . او این ابیات را از قول یعقوب بن داود انشاء کرد:طلق الدنیا ثلاثاًاطلب زوجا سواهاانها زوجة سوءلاتبالی من اتاها.رجوع به ک
ابوالمعالیلغتنامه دهخداابوالمعالی . [ اَ بُل ْ م َ ] (اِخ ) البقال . عثمان بن علی بن المعمربن ابی عمامه . برادر ابی سعد معمربن علی واعظ. او ادب از عبدالواحدبن برهان و ابومحمد حسن بن د
ابوالقاسملغتنامه دهخداابوالقاسم . [ اَ بُل ْ س ِ ] (اِخ ) محمد المعتمد علی اﷲبن ابی عمرو عبّاد المعتضد باﷲبن الظافر المؤید باﷲ ابی القاسم محمد قاضی اشبیلیه ابن ابی الولید اسماعیل بن
غرملغتنامه دهخداغرم . [ غ َ ] (ع مص ) لازم شدن بر کسی تاوان . (از منتهی الارب ) . || پرداختن دیه و وام و جز آن . (از اقرب الموارد).غُرم . غرامة. مَغرَم . (اقرب الموارد). || پرد