سَمِعُواْفرهنگ واژگان قرآنشنيدند - استجابت کردند (کلمه سمع گاهي در معناي شنيدن صدا و سخن اطلاق ميشود ، و گاهي در غرضي که عقلا از شنيدن سخن دارند ،يعني قبول کردن سخن و برآوردن تقاضا و حاج
سمعاً و طاعةًلغتنامه دهخداسمعاً و طاعةً. [ س َ عَن ْ وَ ع َ تَن ْ ] (ع ق مرکب ) یعنی نسمع و نطیع. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بچشم . بالای چشم : خاتونی از عرب همه شاهان غلام اوسمعاً و
سَمْعاًفرهنگ واژگان قرآنشنيدن (در عبارت "جَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعاً وَأَبْصَاراً " منظور گوشهاست وچون سمع مصدر بوده آن را مفرد آورده برخلاف بصر که اسم است به معني چشم و براي همين جمع آمد
سَمِعْنَافرهنگ واژگان قرآنشنيديم - استجابت کرديم (کلمه سمع گاهي در معناي شنيدن صدا و سخن اطلاق ميشود ، و گاهي در غرضي که عقلا از شنيدن سخن دارند ،يعني قبول کردن سخن و برآوردن تقاضا و حاج
slushesدیکشنری انگلیسی به فارسیسوزش، لجن، دوغاب، گل نرم، گل وشل، برفاب، برف ابکی، با دوغاب پر کردن، با چلپ و چلوپ شستن
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) کتاکت . معروف به الزمن . از شعر اوست :حضروا فمذ نظروا جمالک غابواوالکل مذ سمعوا خطابک طابوافکأنهم فی جنة و علیهم من خمر حبک طافت الاکوا
إِنفرهنگ واژگان قرآناگر- حرف نفي (دراين صورت بعد از آن إلّا يا لمّا مي آيد) - محققاً (در این مورد مخفف إنَّ می باشد مانند "وَإِن يَکَادُ ﭐلَّذِينَ کَفَرُواْ لَيُزْلِقُونَکَ بِأَبْص
و ان یکادلغتنامه دهخداوان یکاد. [ وَ اِ ی َ / اِی ْ ی َ ] (اِخ ) نام آیه ٔ 51 از سوره ٔ 68 (سورةالقلم ) قرآن مجید و تمام آیت این است : و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمع
قعنبلغتنامه دهخداقعنب .[ ق َ ن َ ] (اِخ ) ابن ام صاحب . یکی از شاعران عرب است . در عیون الاخبار از قول مدائنی آمده که حجاج روزی در خطبه ٔ خود به غلط چیزی گفت ، مردم گفتند امیر خ
زَفِيرٌفرهنگ واژگان قرآننعره دردناک - ناله حسرت بار(در مجمع البيان گفته زفير ، به معني ابتداي عرعر خران و شهيق به معناي آخر آن است . و در کشاف گفته : زفير به معناي کشيدن نفس و شهيق به