سَبْحاًفرهنگ واژگان قرآنبه سرعت حرکت کردني نگفتني(سبح در اصل به معني دويدن و تند راه رفتن در آب ويا سرعت در حرکت مي باشد درعبارت "ان لک في النهار سبحا طويلا " سبح طويل در روز کنايه از
سبحانفرهنگ مترادف و متضاد۱. تنزیه ۲. تنزیه کردن ۳. سبحاناله گفتن، خدا را به پاکییاد کردن ۴. پاک بودن، پاکیزه کردن ۵. پاک، منزه
سبحانفرهنگ مترادف و متضاد۱. تنزیه ۲. تنزیه کردن ۳. سبحاناله گفتن، خدا را به پاکییاد کردن ۴. پاک بودن، پاکیزه کردن ۵. پاک، منزه
سبحاءلغتنامه دهخداسبحاء. [ س ُ ب َ ] (ع ص ) ج ِ سبوح ، شناور. (منتهی الارب ). رجوع به سبوح شود. || (اِ) نوعی از رفتار اسب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). و در کلیات آمده است که سبح
سبحاتلغتنامه دهخداسبحات . [ س ُ ب ُ ] (ع اِ) جایهای سجود. (منتهی الارب ). مواضع سجود. (از منتهی الارب ).- سبحات وجه اﷲ ؛ انوار اوست و جلالت وی تعالی شأنه . (از اقرب الموارد) (من